الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
77
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
ابو عبداللَّه قرطبى گويد : « نهى در اين جا بر يكى از دو وجه حمل مىشود : نخست ، اين كه وى در موضوعى ، داراى نظرى باشد و از سر هوا و هوس خود ، بدان متمايل گردد ؛ آن گاه قرآن را بر طبق نظر و ميل خود تأويل بَرَد تا براى صحيح جلوهدادن ديدگاه خود ، بدان استناد كند ؛ به گونهاى كه اگر آن رأى و هواى نفس را نمىداشت ، اين معنا از قرآن به ذهنش خطور نمىكرد . اين گونه [ تأويل ] ، گاه از روى آگاهى است ؛ مانند كسى كه براى درست نشاندادن بدعت خود به برخى از آيات استدلال مىكند تا خصم را به اشتباه اندازد ؛ در حالى كه خود مىداند مراد آيه ، اين نيست . گاه نيز اين كار از روى ناآگاهى است ؛ مانند اين كه آيهاى احتمال چند معنا را داشته باشد و او احتمالى را برگزيند كه همسو با هدف اوست . از آنجا كه وى اين معنا را بر اساس هواى نفس و نظر شخصىاش برگزيده ، قرآن را تفسير به رأى كرده ؛ يعنى نظرش ، وى را بر اين تفسير واداشته است ؛ به گونهاى كه اگر آن ديدگاه را نداشت ، اين احتمال را برنمىگزيد . . . وجه دوم ، آن است كه در تفسير قرآن بر اساس ظواهر زبان عرب ، بشتابد ؛ بىآنكه در مورد عبارات دشوار ، واژههاى مبهم و چند پهلو و نيز عبارات داراى فنون بلاغىِ اختصار ، حذف ، اضمار و تقديم و تأخير ، از نقل و روايات آگاهى داشته باشد . كسى كه پايههاى ظاهرى تفسير خود را استوار نسازد و در استنباط معانى به فهم زبان عرب بسنده كند ، اشتباههايش فراوان گردد و به جرگهء مفسران به رأى در خواهد آمد . » « 1 » [ م / 60 ] امام اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : « هر كه استبداد رأى داشته باشد ، هلاك گردد . » « 2 »
--> ( 1 ) . قرطبى ، ج 1 ، ص 32 - 34 ، به نقل از احياء علوم الدين ، ج 1 ، ص 298 . نيز بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 9 ، ص 60 و 61 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 41 ، حكمت 161 .